پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
481
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
پومپيوس با هم كارزار نمودند ما نيز به هم برسيم . ولى به هنگامى كه انتونيوس در آكتيوم « 1 » در آنجا كه اكنون شهر نيكوپوليس « 2 » مىايستد نشيمن گرفت ، قيصر فرصت به دست آورده درياى يونان را درنورديده و لشكر خود را به جايى در اپروس « 3 » كه تورونى « 4 » ( چمچه ) ناميده مىشود رسانيده استوار بنشست پيرامونيان آنتونيوس سخت سراسيمه گرديدند زيرا سپاهيان خشكى اينان هنوز بسيار دور بود . ولى كلئوپترا ريشخند كرده مىگفت : ترس بيشتر ما زمانى خواهد بود كه قيصر چمچه را به دست بگيرد ! چون فردا شد آنتونيوس كشتيهاى دشمن را ديد كه به سوى اينان روانه مىباشند و چون ترسيد كه از نداشتن مردان جنگى در كشتيهاى خود دشمن بر آنها دست يابد اين بود كه به پاروزنان ابزار جنگ داده و آنان را بر صفه كشتى آورده چنين وانمود كه جنگجويانى مىباشند و نيز پاروها را دستور داد چنان بگذارند كه تو گويى كشتيها آماده راه ايستاده نيز كشتيها را از دو سوى تنگه اكتيوم به صف نهاد و روى آنان را به دشمن برگردانيد كه تو گويى پر از جنگجويان و آماده جنگ و كارزار مىباشند . قيصر فريب اين ساختهكاريها را خورده و بيمناك بازگشت . نيز آنتونيوس اين زيركى را نشان داد كه به دستيارى خندقها و بندها آب را از دشمن بريد . با آنكه آب در آن پيرامون كمياب بود و اگر يافت مىشد آب پاكيزه نبود . نيز او بر خلاف دلخواه كلئوپترا رفتار مردانه و پاكدلانه با دميتيوس « 5 » كرد . بدينسان كه ديميتيوس كه دچار اندك تبى بود به بهانه هواخورى به كشتى كوچكى نشسته به سوى قيصر گريخت . آنتونيوس با همه خشمى كه از اين كار او گرفت همه ابزارها و كالاهاى او را با كسان و دوستانش نزد وى فرستاد . دميتيوس تو گويى گرفتارى خود را به سزاى آن خيانت آشكار مىساخت كه چند روز پس از آن پيشآمد افتاده بمرد . از پادشاهان زيردست نيز آمونتاس و ديوتاروس « 6 » به سوى قيصر رفتند و چون از اين ساز و برگ دريايى پياپى نوميديها نمودار مىشد و هر زمان دليل ديگر بر نافيروزى انجام آن به
--> ( 1 ) . Actium ( 2 ) . Nicopolis ( 3 ) . Eprius جايى در يونانستان در جنوب ماكيدونى . ( 4 ) . Toryne اين كلمه در يونانى به معنى چمچه مىباشد و عنوان شوخى كلئوپترا هم اين معنى است . ( 5 ) . Domitius ( 6 ) . Diotarus